كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
39
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
شد . امرا را طلب داشت و فرمود كه امرى حادث شده كه غير امرا در آن محرم نيست . جميع امرا در خانهء او جمع شدند و او بر در خرگاه نشسته بيست نوكر خود را نيزههاى مارآسا به دست و تيرهاى قضامضا در شست با تيغ و خنجر و گرز و سپر فرمود كه امرا را مقيد ساخته امير تيمور خواجه و خواجه يوسف را شربت شهادت چشانيدند و باقى امرا امير اللّه داد و امير ارغونشاه و مبشر و سعادت را لرزه بر اندام افتاده زانو زده زبان به تضرع بگشادند . بعد از شرايط پيمان و غلاظ ايمان خون ايشان بخشيده نايب خود ساخت و خانيكه حرم ميرزا محمد سلطان را كه از سمرقند بهطرف بلخ پيش ميرزا پيرمحمد مىرفت غارت كرد و اموال و تجملات پادشاهى گرفته به نوكران داد . لشكرها طوعا او كرها فرمان او را منقاد شدند و لشكر آراسته عازم سمرقند شد و ميرزا خليل سلطان خبر يافته اكلكاى فراوان به لشكريان داد و اواخر ذى حجة از سمرقند بيرون آمد . مصرع به طالعى كه قضا زو بود به فتح بشير و با كردار بيت به زين اندرآمد كه زين را نديد * همان نعل اسبش زمين را نديد و در نواحى كش ، در موضع جكدالك مصرع به يكديگر رسيدند آن دو لشكر و پيش از آنكه صفها راست شود ، امير اللّهداد و امير ارغونشاه و باقى امرا به طرف ميرزا خليل سلطان رفتند و اكثر لشكر نيز موافقت نمودند و ذلك فى ثامن محرم الثامن لثمانمائه . ميرزا سلطان حسين چاره فرار ديد و ميرزا خليل سلطان مظفر و منصور به سمرقند آمد و ميرزا سلطان حسين در نواحى اندخود و شبرغان به امير